عاشق شدن
دوست داشتن
وقتي خدا داشت بدرقه ام مي کرد بهم گفت:
جايي که مي ري مردمي داره که مي شکننت،نکنه غصه بخوري؟
من همه جا باهاتم، تو تنها نيستي
تو کوله برات عشق مي ذارم تا بگذري، واست قلب مي ذارم تا جا بدي،
اشک مي دم تا همراهيت کنه...
ومرگ تا بدوني بر مي گردي پيشم...
ر س م ز ن د گ ی
هميشــــــــــــــــه ميگفتم ... طلـــــــــوع رو دوست دارم ؛ زندگــــــــــــــــي رودوست دارم، اما ميدونـــــــــي ..راستشو بخواي . طلـــــــــوع رو توي نگاه چشماي قشنگت. و زنــــــــــــــدگي رو در کنارت ميخوام ... دوســـــت دارم يه شب تا صبح بشينم و فــــــــــــقط چشماتو نگا کنم تا باوركنم چگونه ديدن و با قدومی متبرک به آسمان زمین را آذین بسته ای به آمدنت چیزی به لحظه های با تو ماندن نمانده است میان های و هوی صبح تابستان آمده ای مرداد را میان دست هایت شرمنده کرده ای و بهار را در چشمانت ... رفتنت که ناگزیر شد روی جاده های زندگی در تقاطع اردیبهشت دستان دخترکی را گرفتی که عاشقت شد قبل از آنکه "باشد" ... و زمستانش در هرم آغوش تو به خوابی زمستانی رفت . هستند آدمهایی که در رویا بسر می برند، آدمهایی هم به واقعیت تن می دهند، همچنین کسانی وجود دارند که یکی را به دیگری تبدیل میکنند. نازنينـــــــــــــــــــم ! بي تو اينجا نا تمام افتاده ام پخته اي بودم که خام افتاده ام گفته بودي تا که عاقلتر شوم آه ، مي خواهي مگر کافر شوم من سري دارم که مي خواهد کمند حالتي دارم که محتاجم به بند کاشکي در گردنم زنجير بود کاشکي دست تو دامنگيربود عقل ما سرمايه دردسر است من جهان را زير وبالا کرده ام عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام من دگر از هر چه جز دل خسته ام عهد ياري با دل دل بسته ام بر لب تو خنده مجنوني ام خنده تو رنگي از دلخونيم عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه شمع و یک پر وانه. عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه ماهو یک ستاره. عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه اهو و یه بره. عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه پیچک و یک شقایق. عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه عا بد و یه جاهل. عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه مونس و یه همد م. عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه ماهیو یه د ریا. عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه لیلی و یه مجنون. عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه هوشیا رو یه بی هوش. عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه من من و یه نیم من. من ستيزم همه مهر اميد من اگر قطره شوم در دل خاک من اگر سبزه شوم بر سر کوه يا چو خورشيد نشينم پس ابر تو مرا خواهی ديد که ز دور
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمه راز و نیاز عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگی نپنداري تنهايي. كه من شاهد رفتن تو هستم ....! گلی را به بهار دل سپردن تو یعنی ارغوانی گشتن وبعد هزاران دست تنها را فشردن تو یعنی مثل شنبم عاشقانه گلوی یاس ها را تازه کردن تو یعنی حجم رویای گلی را میان کهکشان اندازه کردن تو یعنی پونه را از زیر باران میان چتر احساسی کشیدن تو یعنی بی ریا چون یاس بودن ویا به شهر شنبم ها رسیدن تو یعنی انتظار غنچه ها را میان شهر رویا خواب کردن تو یعنی غصه های زرد دل را به رنگ نقره مهتاب کردن ۰۹ بقیشو ترش می کنی! عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل از تو
یک شب کنار شمعی، تا صبح دم نشستم خدانگهدار
عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــــق تويي که بي صداتر از هر سکوتي وارد زندگيم شدي و آرام در قلبم در تک تک سلولهايم جاي گرفتي عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــــق کليد قلبم را از کجا يافتي در کدامين ديار پيدايش کردي درهاي بسته و قفل شده اين دل را چگونه گشودي عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــــق من که حتي باورت نداشتم خنده هايم براي عشاق بود چگونه به تو اعتماد کردم وارد زندگيم شدي و آرام در قلبم در تک تک سلولهايم جاي گرفتي عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــــق کليد قلبم را از کجا يافتي در کدامين ديار پيدايش کردي درهاي بسته و قفل شده اين دل را چگونه گشودي عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــــق من که حتي باورت نداشتم خنده هايم براي عشاق بود چگونه به تو اعتماد کردم تو را در قلب شعرم مي گذارم به دست باد و باران مي سپارم تمام شعر من يك جمله بشنو تو را تا بي نهايت دوست دارم
دوستت دارم گل خوشگلم من همون تنهاترینم عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيب.
سوگند به كتابهايی كه در قفسه ی كهنه ی كتابخانه ام به من نگاه می كند سوگند به آخرين برگی كه از شاخه ی درخت انجير بر زمين می افتد سوگند به واژه هايی كه كبوتر وار به سوی تو پر می كشند به مرغ های آسمان نيم نگاهی هم نمی اندازم و جواب سلام آهوان منتظر را نمی دهم به شرطی که تو در کنارم باشی













تولد من ۲۶ بهمن










من گريزم همه شوق
من شتابم همه شور است و
عطر رخسار تو را می بويم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين است 


سردي نگاهُ بشکن
فاصله سزاي ما نيست
تو بمون واسه هميشه
اين جدايي حق ما نيست
بودن تو آرزومه
حتي واسه يه لحظه
مي ميرم بي تو
خوندن من يه بهونه است
يه سرود عاشقونه است
من برات ترانه مي گم
تا بدوني که باهاتم
تو خود دليل بودنم
بي تو شب سحر نمي شه
مي ميرم بي تو
او گریه کرد می سوخت، من هم زغم شکستم
در آن شب سیه رو، یادم به چشمت افتاد
آن مستی نگاهت، بر روی چشمم افتاد
آهسته اشکی آمد، پایین ز دیدگانم
گویی به شعله آمد، شمع درون جانم
آن قطره اشکم آخر، بر روی شمع لغزید
خاموش گشت آنگه، دودی به ناز رقصید
از طرح دود آن شمع، در آن سیاهی تار
شعری نوشته می شد، آهسته روی دیوار
دل می تپد به سینه، با یاد روی دلدار
هر جا که هستی یارم، باشد خدانگهدار
زندگی زیباست*** اما بدون غم![]()
مرگ زیباست*** اما بدون گناه![]()
دوستی زیباست*** اما بدون کلک![]()
عشق زیباست*** اما بدون دروغ![]()
دنیا زیباست***اما بدون درگیری![]()
گل زیباست***اما بدون ریشه ![]()
سکوت زیباست***اما بدون یار![]()
شیشه زیباست***اما بدون تیرگی![]()
برف زیباست***اما بدون رهگزر![]()
خانواده زیباست***اما بدون دوری![]()
ما هم زیباییم ***اما بدون ماسک![]()
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |









