عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه شمع و یک پر وانه.
عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه ماهو یک ستاره.
عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه اهو و یه بره.
عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه پیچک و یک شقایق.
عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه عا بد و یه جاهل.
عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه مونس و یه همد م.
عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه ماهیو یه د ریا.
عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه لیلی و یه مجنون.
عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه هوشیا رو یه بی هوش.
عشق عشق ........ دو عاشق .......... یه من من و یه نیم من.










من ستيزم همه مهر
من گريزم همه شوق
من شتابم همه شور است و
اميد من اگر قطره شوم
در دل خاک من اگر سبزه شوم
بر سر کوه يا چو خورشيد نشينم
پس ابر تو مرا خواهی ديد
که ز دور
عطر رخسار تو را می بويم






عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمه راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگی

نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين است
كه من شاهد رفتن تو هستم ....!

گلی را به بهار دل سپردن 
تو یعنی ارغوانی گشتن وبعد 
هزاران دست تنها را فشردن 
تو یعنی مثل شنبم عاشقانه
گلوی یاس ها را تازه کردن
تو یعنی حجم رویای گلی را 
میان کهکشان اندازه کردن
تو یعنی پونه را از زیر باران
میان چتر احساسی کشیدن
تو یعنی بی ریا چون یاس بودن
ویا به شهر شنبم ها رسیدن 
تو یعنی انتظار غنچه ها را 
میان شهر رویا خواب کردن
تو یعنی غصه های زرد دل را 
به رنگ نقره مهتاب کردن
عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو

